تعداد افراد آنلاین : ۱,۶۳۵ نفر
آخرین به روز رسانی : ۳ دقیقه قبل
یک گرم طلای 18 عیار : ۱۲۸,۹۱۰ تومان
سکه تمام بهار : ۱,۴۱۵,۵۰۰ تومان
دلار: ۳۵,۲۳۳ ریال
یورو: ۴۱,۵۱۱ ریال

آخرین اخبار


کد خبر: 23386
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
دسته: دیروزنامه
پرینت
ایمیل

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب در پاریس...

 در این بخش "سفرنامه غرب اروپا" منتشر می شود،این سفرنامه به کوشش محمدرضا اجاقی نوشته شده و فعلاهر روز مهمان شما خواهد بود.

سفرنامه غرب اروپا(5)واماندگی مهاجران...

در"سفرنامه غرب اروپا" که حاوی اطلاعاتی از سفر به سه کشور آلمان،فرانسه و هلند است سعی شده از طولانی نویسی و اضافه نویسی پرهیز شود و مطالب با قلمی ساده و خلاصه بیان شود تا مطالعه آن برای مخاطبان دلپذیر باشد.

قسمت های گذشته این سفرنامه را اینجا ببینید.

 

9آوریل 21/2016 فروردین1395

بعد ازظهر پیاده تا کلیسای نتردام رفتم. کلیسایی بزرگ و زیبا که درمیان رود سن قرارگرفته است. جمعیت زیادی برای رفتن به داخل کلیسا صف کشیده بودند. اما خیلی طول نکشید تا داخل کلیسا شدم. دربدور ورود مأمورها آدم ها را کنترل می کردند. آن هایی که کیف داشتند باید درش را بازمی کردند ونشان می دادند. من دوباره یادم رفت که کلاه ازسربرگیرم که یکی ازمأمورهای کلیسا تذکرداد.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

ازکلیسا که بیرون آمدم سری به نمایشگاه موقت نان زدم که مقابل کلیسا برپا شده بود. نان فرانسوی یکی ازبهترین نان های دنیاست. انواع مختلفی هم دارد وبسیارمغذی ومقوی است. داوران مشغول آزمایش نان ها بودند تا به بهترین نان و نانوا جایزه بدهند. بوی خوش نان همه جا را گرفته بود.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

10آوریل 22/2016 فروردین1395

صبح که بیرون رفتم دیدم درپیاده رو خیابان نزدیک خانه، بازارروزبرپا کرده اند. سنت بازارروز دراروپا وبلکه درهمۀ دنیا سنت دیرینه ایی است و حتی امروزه درشهرهای بزرگ ومهم دنیا هم برپا می شود.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

بعد ازظهر ازمسیری ناشناخته رفتم تا سرازمیدانی دربیاورم که نام آن میدان«ری پوبلیک» یاهمان جمهوری بود. با دیدن جمعیت زیادی که درروزتعطیل وخلوت یکشنبه دراین میدان گرد آمده بودند، چنان هیجان زده شدم که سرپاازپا نشناخته خودم را درمیان جمعیت انداختم. سازوآوازوپایکوبی وسخنرانی وکباب وهمبرگرو... ازهمۀ ملت ها بودند؛حتی فلسطینی ها که درگوشه ایی ازمیدان چادری زده بودند ودرکناراعتراض، فلافل هم می فروختند. ازجوانی که با سیم مفتول مجسمه های سیمی زیبایی درست کرده بود، پرسیدم که این جا چه خبراست.

انگلیسی نمی دانست وبه فرانسه چیزی گفت که نفهمیدم. به سختی متوجه اش کردم که آیا هرهفته همین بساط برپاست. به سختی حالی ام کرد که هرروزاست.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...
سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

بانکی هم که روبروی میدان قرارداشت، دروشیشه اش را شکسته بودند وعابربانکش را با رنگ گل گرفته بودند.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

پلیس هم تمام خیابان های اطراف میدان را گرفته بود، اما هیچ دخالتی نمی کرد وبه نظرمی رسید بیشتربرای برقراری امنیت آن جاست. به نظرم پلیس پاریس پرکارترین پلیس دنیاست.

ازروزی که به پاریس آمده ام به فاصلۀ هر10 دقیقه صدای آژیرپلیس شنیده ام. درسطح شهرماشین های پلیس مدام درحال رفت وآمد هستند واین تازه پلیس آشکاراست. پلیس مخفی که ماشین معمولی سوارمی شوند، وقتی پیدا می شوند که به دنبال مأموریتی چراغ گردونی روی سقف ماشین شان می گذارند.

سفرنامه غرب اروپا(17)آشوب پاریس...

بالاخره یک نفررا پیدا کردم وتوانستم با اوحرف بزنم که ماجرا ازچه قرار است. گفت که اعتراض به قانون کاردرفرانسه است. تازه فهمیدم ماجرا چیست. به تازگی دولت فرانسه قراربود قانونی را به تصویب برساند تا کارفرمایان حق اخراج کارگررا داشته باشند. طبق قانون فعلی هیچ کارفرمایی به راحتی وبلکه هرگزنمی توانست کارگری را اخراج کند.

ادامه دارد...



+ 4
مخالفم - 0

تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0

ارسال نظر




کد امنیتی
تازه کردن



چند رسانه ای
آخرین به روز رسانی : ۳ دقیقه قبل
تعداد افراد آنلاین : ۱,۶۳۵ نفر
تعداد کل اخبار : ۳۷,۸۸۷ مورد
اخبار امروز : ۵ مورد
تیترها: