تعداد افراد آنلاین : ۳,۱۳۵ نفر
آخرین به روز رسانی : ۶ دقیقه قبل
یک گرم طلای 18 عیار : ۱۲۳,۰۴۰ تومان
سکه تمام بهار : ۱,۳۰۹,۵۰۰ تومان
دلار: ۳۴,۱۷۹ ریال
یورو: ۴۰,۴۰۴ ریال

آخرین اخبار


کد خبر: 34979
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۴۰
دسته: امروزنامه
پرینت
ایمیل

عکس:گفتگویی جذاب برای طرفداران این خانم مشهور

درست چند هفته قبل از انتشار پنجمین آلبوم کیتی پری با نام «Witness» او مقابل مصاحبه گری نشست و به سوالاتش پاسخ داد، سوالاتی که تا به حال در هیچ مصاحبه ای از او نپرسیده بودند. نام این مصاحبه گر پاپی براون است که تنها 7 سال دارد.

به گزارش"توریسم آنلاین"به نقل از برترین ها:اگر هر فرد دیگری جز این دختر 7 ساله روبه روی کیتی پری می نشست، حتما از او در مورد ماجراجویی هایش با تیلور سوئیفت می پرسید اما سوالاتی که او در این مصاحبه بدان پاسخ داد، واقعا خاص و هیجان انگیز بود. در ادامه مصاحبه جذاب آنها را برایتان آورده ایم.

سلام کیتی!

سلام پاپی. اوه خدای من نگاش کن! چه بچه نازی! چه چشمهایی، چه لاکی! چه کسی این لاک ها را برایت زد؟

هانی.

اِ! همان آرایشگری که ناخن های مرا لاک زد!

بله می دانم. آیا دوست داری این استیکری که روی ناخن من هست را به تو بدهم؟

وای، بله! عالیه. من عاشق استیکرم. تو واقعا دختر خوب و مهربانی هستی و من مطمئنم که این مصاحبه یکی از بهترین مصاحبه های عمر من خواهد بود. البته من کمی هم نگران هستم، چون نمی دانم که چه سوال هایی قرار است از من بپرسی ولی مطمئنا سوالات هیجان انگیزی را آماده کرده ای. شاید اولیش این باید که چه رنگی را دوست دارم. اما بهتر است که خودت اول به این سوال پاسخ دهی.

خب! من 3 تا رنگ را خیلی دوست دارم. صورتی، بنفش و آبی.

چه جالب چون من هم عاشق همین 3 رنگ هستم. فکر کنم که ما دوقلو هستیم.(چشمک) خب پاپی، من برای سوال های تو آماده ام.

باشه شروع می کنیم. اولین سوال: شیوه لباس پوشیدنت چگونه است؟ آیا لباس هایت را با توجه به حال و هوای آن روزت انتخاب می کنی یا نه، با توجه به نوع آهنگ ات؟ مثلا اگر آهنگ ات غمگین باشد، آبی چرک می پوشی؟

دقیقا درست گفتی. من با توجه به روحیه ام لباس هایم را انتخاب می کنم. مثلا اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوم و شاد باشم، لباسی به رنگ های روشن و جیغ می پوشم. یا مثلا زمانی که با فردی قرار ملاقات دارم، سعی می کنم که جذاب ترین تیپ ام را بزنم. گاهی هم که دوست دارم احساس قدرت کنم، لباسی رسمی تر به تن می کنم. این را هم می توان گفت که لباس پوشیدنم جدا از روحیه، به آهنگی که می خوانم نیز بستگی دارد. مثلا اگر محتوا آهنگ در مورد غذا باشد، تکه های غذا را به لباسم می چسبانم.

تکه های غذای واقعی؟!

بله. من حتی یک بار این کار را کردم.

این واقعا دیوانگی است!

بله، می دانم. من هم پر از دیوانگی هستم.

باشه(خنده). سوال بعدی. برای آهنگ هایت از چه چیزی الهام می گیری؟

سوال خوبی بود. من الهام ام را آدم های اطرافم می گیرم. مثلا تصور کن که تو به حیاط مدرسه ات می روی و دانش آموزان زیادی را در آنجا می بینی که هر کدام مشغول کاری اند. یکی فوتبال بازی می کند و دیگری والیبال، یک گروهی هم گوشه حیاط نشسته اند و با هم حرف می زنند. گاهی وقت ها من یک جا می نشینم و آدم ها را تماشا و بعد درباره آنها داستان سرایی می کنم. من حتی داستان های مخصوصی برای عزیزترین های زندگی ام یا حتی آنها که آزارم دادند، گفته ام. آنها هر کدام داستان مخصوص به خود را دارند. این هم روشی برای امید دادن خودم به زندگی است. در واقع این کار من را شاد می کند. تو در مواقع ناراحتی چه می کنی؟

من 2 تا سگ دارم که وقت های ناراحتی، با آنها بازی می کنم.

جالبه! من هم یک سگ دارم که واقعا برایم عزیز است. اسم او «ناگت» است. من هم بسیاری از مواقع برای رفع ناراحتی هایم با او بازی می کنم، همین کار حال مرا بهتر می کند.

سوال سوم. از میان آنهمه نژاد، چطوری سگ ات را انتخاب کردی؟

خب من سگ ام را خیلی دوست دارم. وقتی او را دیدم، او کوچیک بود، توی دست هایم جا می شد. من دوست دارم که حیوان خانگی ام رو بغل کنم. خب شاید دلیل اش این است که من هنوز فرزندی ندارم و شاید با این کار می خواهم این کمبودم را جبران کنم. بعضی ها سگ های بزرگ را می پسندند اما من سگ های کوچیک را ترجیح می دهم. می توانم آنها را در آغوش بگیرم، نوازش شان کنم و این حس خوبی را به من منتقل می کند.

اما سگ های من بزرگ اند.

واقعا؟ می خواهی سوارشان بشوی؟

(خنده)گاهی این کار را هم انجام می دهم.

چقدر خنده دار. فکرش را بکن، تو پشت سگ هایت نشسته ای و بلند فریاد می زنی: برو حیووون...!

نوبت به سوال چهارم می رسد. از چه زمانی موسیقی را آغاز کرده ای؟

من خوانندگی را از 9 سالگی آغاز کردم آن هم به این دلیل که یک روز خواهر بزرگ ترم به خانه آمد و گفت که در استودیوی زیر زمینی پدر بزرگ صدایش را ضبط کرده است. من از شنیدن این موضوع واقعا هیجان زده شدم و به همراه او به استودیو رفتم. از همان زمان بود که تمرین خوانندگی را آغاز کردم. مادرم پس از شنیدن صدایم، من را به کلاس موسیقی فرستاد و باعث شد که اولین قدم حرفه ای را در همان سال، یعنی 9 سالگی، بردارم.

آیا وقت هایی که روی استیج هستی، دوست داری که پشت سرت شلوغ باشد یا خلوتی را بیشتر می پسندی؟

من عاشق جزییات ام. لباس های عجیب و غریب، آتش بازی، نمایش ویدیو، بالون های زیبا... آیا تو دوست نداری که اینها را در بک گراند اجرای من ببینی؟ مطمئنا من هم همین را می خواهم.

با این وجود اگر مثلا من اجرا داشته باشم و تو به کنسرت من بیای و ببینی که تنها من روی صحنه هستم، چه می کنی؟

اوه! نمی توانم همچین چیزی را تصور کنم. احتمالا هی از خودم می پرسم خب چرا صحنه خالی است؟ تزیینات کجا رفته است؟ همین؟

این شبیه یک کیک بدون تزیینات می ماند، بدون وجود توت فرنگی روی آن.

خب بله ولی هیچکس کیک خالی را نمی پسندد. من عاشق خامه، توت فرنگی و باقی تزیینات روی کیک ام. من هنوز هم مانند 7 سالگی ام هیجان را دوست دارم.

آیا وقت می کنی که در خانه با خودت تنها باشی؟

بله. واقعا این زمان بهترین زمان زندگی ام است. مثلا برای همین آلبوم جدیدم، من 4 سال زمان گذاشتم. در این سالها بی نهایت مشغول بودم اما همیشه وقتی را برای خودم خالی می کردم. دوست دارم در خانه بمانم و تلویزیون ببینم یا به خواهرم که در همسایگی من است سری بزنم. من مشغله های زیادی دارم اما به همان نسبت هم تنهایی ام را دوست دارم.

می رسیم به سوال 7. آیا بلدی هولاهوپ بزنی؟

هی! تا حدودی اما خیلی در این کار حرفه ای نیستم. تو چطور؟

من اما حرفه ای ام. من حتی می توانم که هولا هوپ را تا دستهایم بالا ببرم و آن را به هوا پرت کنم.

پس با این اوصاف شاید بد نباشد که به سیرک سری بزنی. شاید به فردی چون تو احتیاج داشته باشند.

به نظرم این کار در مقابل چشم های دیگران واقعا سخت است. این که تو به تنهایی روی صحنه باشی و تمام چشم ها تو را نگاه کنند، من را عصبی می کند.

خب آنها تو را نگاه می کنند چون تا به حال مثل تو را ندیده اند. تو باید به این استعدادت افتخار کنی.

تو چطور؟ قبل از این که قدم روی صحنه بگذاری، استرس داری؟

بی شک بله. من هنوز هم در چنین لحظاتی استرس دارم. اگر چه برای تمام لحظات خودم را آماده کرده ام اما هنوز هم عصبی و نگران می شوم، درست مثل تو، به خصوص زمان هایی که می خواهم یک کار جدیدی را ارائه دهم.

آیا در اسکیت مهارت داری؟

بله! حتی می توانم آن را برعکس هم انجام دهم. من این مهارت را زمانی که هم سن تو بودم یاد گرفتم. معمولا در شب های کریسمس برنامه داشتیم. به نظر من ورزش فوق العاده ای است. به خصوص اگر این کار را با دوستان ات انجام دهی.

اسنک مورد علاقه ات چیست؟

ساندویچ پنیر با چیپس روی آن. به نظر من این اسنک مثل یک بمب عمل می کند.

باغبانی چطور؟

باغبانی؟ وای خدای من عالیه. می دانی هیجان انگیزترین بخش خانه من کجاست؟ من یک حیاط خیلی بزرگ دارم که در آن سبزی کاشتم. در واقع سبزی هایی که می خورم محصولات باغ خودم است. وقتی که گیاهی در باغچه ام گل می دهد، خیلی بیشتر از گل های دیگر از تماشای آن لذت می برم زیرا دست رنج خودم بوده است.

از کرم های تو باغچه نمی ترسی؟

نه! شاید روزی پروانه شدند! (خنده)

آهنگ مورد علاقه ات در 7 سالگی چه بود؟

یکی از آهنگ های کلیسا به نام «Oh Happy Day». این آهنگ منحصر بفرد است.

آیا دوست داری که آن را برای من هم بخوانی؟

(هر دو شروع به خواندن کردند)

پاپی تو فوق العاده ای. مصاحبه بی نظری بود. امیدوارم که باز هم ببینمت.

من هم کیتی.



+ 1
مخالفم - 0



چند رسانه ای
آخرین به روز رسانی : ۶ دقیقه قبل
تعداد افراد آنلاین : ۳,۱۳۵ نفر
تعداد کل اخبار : ۳۵,۹۸۰ مورد
اخبار امروز : ۷۲ مورد
تیترها: