تعداد افراد آنلاین : ۲,۴۷۲ نفر
آخرین به روز رسانی : ۲ دقیقه قبل
یک گرم طلای 18 عیار : ۱۲۲,۰۰۰ تومان
سکه تمام بهار : ۱,۳۰۰,۰۰۰ تومان
دلار: ۳۴,۳۲۱ ریال
یورو: ۴۰,۴۴۳ ریال

آخرین اخبار


کد خبر: 36443
تاریخ انتشار: شنبه, ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۵۲
دسته: دیروزنامه
پرینت
ایمیل

چه کشکی چه پشمی؟

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت.

چه کشکی چه پشمی؟

خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه‌ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می‌برد. دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. مستاصل شد و صورتش را رو به بالا کرد و گفت: «ای خدا گله‌ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم.»
قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی‌تری دست زد و جای پایی پیدا كرد و خود را محكم گرفت. گفت: «ای خدا راضی نمی‌شوی كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می‌دهم و نصفی هم برای خودم.»
قدری پایین‌تر آمد. وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: «ای خدا نصف گله را چطور نگهداری می‌كنی؟ آنها را خودم نگهداری می‌كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می‌دهم.»
وقتی كمی پایین‌تر آمد گفت: «بالاخره چوپان هم كه بی‌مزد نمی‌شود. كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.»
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به آسمان کرد و گفت: «چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم. غلط زیادی كه جریمه ندارد.»
در زندگی شما چند بار این حکایت پیش آمده است؟!

منبع:یکی بود



+ 0
مخالفم - 0

تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0

ارسال نظر




کد امنیتی
تازه کردن




چند رسانه ای
آخرین به روز رسانی : ۲ دقیقه قبل
تعداد افراد آنلاین : ۲,۴۷۲ نفر
تعداد کل اخبار : ۳۶,۱۷۱ مورد
اخبار امروز : ۴۹ مورد
تیترها: