تعداد افراد آنلاین : ۲,۱۷۳ نفر
آخرین به روز رسانی : ۲ دقیقه قبل
یک گرم طلای 18 عیار : ۱۲۶,۷۴۰ تومان
سکه تمام بهار : ۱,۴۱۴,۰۰۰ تومان
دلار: ۳۵,۲۳۳ ریال
یورو: ۴۱,۵۱۱ ریال

آخرین اخبار


کد خبر: 38883
تاریخ انتشار: چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ۲۱:۰۱
دسته: دیروزنامه
پرینت
ایمیل

بزرگ‎مرد شریف و دوست‎داشتنی طایفه ناصروی ایل سرخی کوهمره

دکتر علی رحمانی:

در گذشته در روستاها، افراد خیری وجود داشتند که ریش سفید و معتمد اهالی محل به حساب می آمدند و در گره گشایی از مشکلات مردم از هیچ کوششی فرو گذار نمی کردند.

بزرگ‎مرد شریف و دوست‎داشتنی طایفه ناصروی ایل سرخی کوهمره

آنها امین و مورد اعتماد مردم بودند و بی هیچ چشم داشتی به مردم خدمت می کردند. امروزه اگرچه نقش این قبیل افراد کم رنگ شده است، ولی هنوز هستند افرادی که همان راه را ادامه می دهند. می گویند مشت نمونه خروار هست. در مطلب زیر به معرفی یکی از این افراد می پردازیم که ریش سفید روستاهای خبره و مورجان هستند.

روستاهای خبره و مورجان در جنوب غرب شراز واقع شده اند. این دو روستا در گذشته جزء شهرستان شیراز به حساب می آمدند ولی بعدها زیر مجموعه بخش میمند شهرستان فیروزآباد شدند.

به جرات می‎توانم ادعا کنم، در وصف و توصیف این بزرگ‎مرد شریف و دوست‎داشتنی طایفه ناصروی ایل سرخی کوهمره هرچه بگویم، کم گفته‎ام.

عمو حاج حسین، از کودکی و قبل از سفر خانه خدا، حاج حسین بود و پس از آن هم، حاج حسین ماند. عمو حاج حسین ما، خالو حاج حسین اهالی خبره و مورجان (مورگون) بود و آن‎ها که با او بسیار صمیمی، دوست و یک دل بودند، خال حاج حسین صدایش می‎زدند.

او یکی از بنیان‎گذاران ساختمان‎های نو در روستای بندویه بود. عمو حاج حسین، بنایی ماهر و استادی زبردست بود. وی خانه‎های کاهگلی ما را از بیخ و بن برکند و ساختمانی تازه از گچ و سنگ بنا نهاد که بعدها، همه اهالی روستای از آن الگو گرفتند.

نی عمو جاج حسین از دقیق‎ترین، نی‎ها، و وجبش از ظریف‎ترین، وسایل تعیین حدود زمین در اراضی دیار کوهمره بود. کار او و حساب و کتابش مورد اعتماد همه بود. اگر خدای نکرده، شعله آتش ارث و میراث پدری، میان برادران و خواهران خانواده‎ای شعله‎ور می‎شد. نی زدن دقیق و ماهرانه عمو حاج حسین و وجب‎های سانتی متری اش، هر جرقه‎ای را خاموش و هر آتشی را خاکستر می‎کرد و صفا و صمیمیت را به آغوش خانواده‎ها بر می‎گرداند.

وی در سخت‎ترین و دشوارترین حوادث قتل و خونریزی، آرام و قرار نداشت. همه چیز را به جان می‎خرید، پا پیش می‎نهاد و با درایت و شجاعت مثال زدنی خود، کار را به خون بس، می‎کشاند و قضیه را ختم به خیر می‎کرد.

عمو حاج حسین بسیار شوخ طبع و بذله‏ گو بود‌. در هر مهمانی و دورهمی، کاری می‎کرد که به همه خوش بگذرد. او دیگران را سوژه طنزها و لطیفه‎های خود نمی‎کرد. کسی را مسخره نمی‎کرد، ادای فردی را در نمی‎آورد. برعکس از خاطرات و سختی‎های زندگی دوران، کودکی، نوجوانی، جوانی و میان‎سالی خود، با زبانی شیوا، رسا و دلنشین سخن می‎راند که به دل همه می‎نشست. وی داستان قهر خود، از خانه و کاشانه پدری و روانه شدن به سمت قوم و خویشان علی‎کردی در خانه‎خمیس را چنان با صداقت و راستی بیان می‎کرد، که طنز شیرین و واقعیت تلخ با هم‌آمیخته می‎شد. افراد بلند می‎خندیدند و قهقه سر می‎دادند، اما همزمان در پشت این خوشحالی، تلخی حوادث روزگار آن زمان را از اعماق وجود خویش حس می کردند.

خاطره او از یکی از ماشین ‏داران آن زمان طایفه ناصرو که بازرس زنده یاد استاد، بهمن‎بیگی هم بوده، شنیدنی است. راننده به بهانه اینکه دیفرانسیل ماشینش خراب است، عذر او و دوستش را می‎خواهد و آنها را سوار ماشین نمی‎کند. عمو حاج حسین در عین اینکه با آب و تاب و بامزه این خاطره را تعریف می‎کند، خنده را بر لب همه حضار جاری می‎سازد، اما طنز دردمند و زجرآور کمبود وسایل نقلیه کوهمره را در زمان خود، با قدرت هرچه تمام به گوش همگان می‎رساند.

خاطره تلخ دیفرانسیل، اوج فقر و محرومیت کوهمره را در آن زمان برملا می‎کند. زمانی که در طول ماه و سال، حتی یک ماشین هم از جاده‎های خاکی و سنگلاخی کوهمره نمی‎گذرد و اگر گرد و خاکی هم از این کوره راه ها به هوا برمی‎خیزد. صرفا ماشین‎های دولتی ژاندارمری یا تعلیمات عشایری است.

عمو حاج حسین در قاصدی برای جوانان دیار خود، دست رد بر سینه کسی نمی‎زد. اسب خود را زین می‎کرد. شال و کلاه می‎کرد و همراه مرحوم خالو کریمی، به دل کوه و کمر می زد و به نوجین فراشبند می‎رفت و خواهر حسین خان آزادی از طایفه صفی‎خانی را‌ برای عمو امیرآقا خواستگاری می‎کرد و یا یار و همسفر مرحوم حاج عبدالرحیم و مرحوم رئیس داوود می‎شد، شی تنگ و کتل‎کره بس را با ‌لندرور پشت سر می‎گذاشت و خود را به ماصرم می‎رساند و دختر عمو محمد یوسف را‌ برای آقا حبیب می‎طلبید.

از هر 10 قاصدی عمو حاج حسین، هر 10 تایش، به وصلت می‎انجامید. اصلا مردم معتقد بودند، وجود و حضور عمو حاج حسین بابرکت است و جواب نه را‌ از خانواده دختر می‎گیرد. او همواره یکی از اعضای ثابت مراسم دختر طلبون جوانان دیار کوهمره بود.

عمو حاج حسین دندانپزشک تجربی هم بود. مکتب دندانپزشکی او بر یک اصل استوار بود، دندان پوسیده را باید کشید. او وقت و بی وقت، در آن ایام که رفتن به شهر به آسانی، میسر نبود، فرشته نجات کسانی می‎شد، که از دندان درد به خود می پیچیدند و راه علاجی را پیدا نمی کردند.

روزی که عمو حاج حسین، در آن زمستان سرد در روستای مورجان پیکر مرحوم خالو کریمی را در قبر گذاشت و تلقینش را خواند و روزی که در آن تابستان گرم، در روستای دارنگون مرحوم خالو محمد حسین را در جایگاه ابدی گذاشت و با وی وداع کرد، من بیش از آنکه برای خانواده‎های آن دو‌ عزیز سفر کرده، نگران و متاثر باشم، دلم بیشتر به حال عمو حاج حسین سوخت و برای او گریستم، چرا که او با دست خود یار و یاورهای نزدیکش را به‌ دل خاک سپرد و از این پس بار مسولیتش، در قبال بازماندگان، دوچندان می‎شد.

عمو حاج حسین یک سیاستمدار تمام عیار بود و در همه صحنه‎ها حضور داشت. وقتی با فرمان تاریخی حضرت امام، سپاه ‎پاسداران و جهاد‎سازندگی تشکیل شد، به حمایت از سپاه و جهاد برخاست. در ماموریت‎های نیروهای سپاه و جهاد به منطقه کوهمره سرخی، منزل وی، مسکن و ماوای آنها بود. او از اولین شورای اسلامی روستای خبره بود و در کمک‎رسانی به جبهه‎های حق علیه باطل، همیشه قدم اول را برمی‎داشت و یکی دو بار هم، همراه کاروان‎های کمک‎رسانی تا جبهه‎ها پیش رفت. وی در مانورهای بسیج عشایر که هرساله در فلکه ستاد شیراز برگزار می‎ شد، به همراه همسایگانش عمو عیسی و عمو موسی، در صف اول با ملکی، کلاه دوگوش و برنو جوازدارش حی و حاضر می شد. حتی یادم هست، در مراسم جشن 22 بهمن سال 1367 که به همت سپاه ناحیه قدس کوهمره در کنار چشمه خونه حاجی برگزار شد، عمو حاج حسین به همراه تنی چند از اهالی خبره و مورجان مسیر طولانی سفر را پیموده بود و خود را به این مراسم رسانده بود.

عمو حاج حسین با دستان خالی و اندک سرمایه حاصل از دسترنج کشاورزی، آهنگ سفر به خانه خدا کرد. زمزمه‎هایی از گوشه و کنار به گوش می‎رسید. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. حج چه نیاز هست. کعبه همین جاست، حتما که زیارت نمی‎خواهد. زن دادن نوه‎های پسری‎اش، خودش بالاترین ثواب است. با همه این حرف‎ها، عمو حاج حسین دلش پاک و نیتش صاف بود. راهی این سفر الهی‎ شد. شکر خدا، به برکت معبود کعبه، هم سفرش به خوبی، خوشی و سلامتی انجام شد و هم نوه‎هایش یکی پس از دیگری با عزت و سربلندی ازدواج کردند و به استخدام اداره‎‌های دولتی استان فارس درآمدند.

یادم هست اهالی روستاهای خبر و مورجان به خاطر مشکلی که با‌ روستاهای همجوار داشتند، چاره کار را آقای علی محمدی، داماد عمو حاج حسین دانستند که در استان فارس، سمت قضایی بالایی داشت. جواب آقای محمدی واقعا درخور توجه بود. مگر شما خالو حاج حسین ندارید. سلام مرا به خالو برسانید، او معتمد و بزرگ روستای شماست. قضیه را به صورت ریش سفیدی و کدخدا منشی، حل خواهد کرد.

در واپسین لحظات شب عروسی، نقش عمو حاج حسین بسیار حیاتی و ضروری بود. او تا پاسی از شب بیدار می ماند و آخرین نفری بود که مراسم را ترک می کرد. وی همراه و راهنمای، شازده داماد بود. به او آموزش نماز می داد و تمام توصیه های شرعی و بهداشتی را بیان می نمود و برایش آرزوی موفقیت می کرد.

بنده با کمک عمو حاج حسین موفق شدم، تل نمکدان مورجان را برای اولین بار در سی‎امین گردهمایی علوم زمین سازمان زمین‎شناسی کشور (اسفندماه ۱۳۹۰)در تهران، بعنوان یکی از جاذبه‎های زمین‎شناسی کشور معرفی کنم. من در پایان سخنرانی‎ام، عکسی از عمو حاج حسین گذاشتم و به پاس همکاری‎اش، از وی تشکر و قدردانی کردم و به شرکت کنندگان در سمینار گفتم، عمو حاج حسین مرد خونگرم و مهمان نوازی هست. اگر به مورجان بروید و او را ببیند، حتما شما را هم به محل تل نمکدان رهنمون خواهد کرد.

عموحاج حسین پس از زلزله مخرب و ویرانگر سال 1372 شیراز، خانه و کاشانه خود را در روستای خبره ترک کرد و بعدها در روستای مورجان ساکن شد. او هنوز با بانویش خاله گلی، در روستای مورجان زندگی می‎کند. از درگاه ایزد منان، برای ایشان و خانواده محترم‎شان عمر باعزت، سربلندی، سرافرازی، سلامتی و تندرستی خواستارم.



+ 5
مخالفم - 0

تعداد نظرات: 2
منتشر نشده: 0
 
ir
+0
unlike
-0
علی رحمانی ۹۶/۰۷/۲۹ - ۰۹:۱۷
پاسخ
comments سلام آقای جباری عزیز. بسیار ممنون از لطف و محبت شما. امیدوارم بتوانیم در معرفی ریش سفیدان و بزرگان اهالی کوهمره که نقش بزرگ و سازنده ای در گذشته این سرزمین داشته اند، قدمی هرجند ناچیز برداریم.
از دیگر دوستان نیز تقاضا دارم، دست به قلم شوند و دیگر بزرگان را معرفی نمایند.
 
 
ir
+0
unlike
-0
جباری ایستاده در غبا ۹۶/۰۷/۲۷ - ۲۰:۵۰
پاسخ
comments سلام. دکتر نثر شما بسیار شیوا و روان است و یایاد اور جلال ال احمد هست. ممنون از معرفی خال حاجی حسین
 

ارسال نظر




کد امنیتی
تازه کردن




چند رسانه ای
آخرین به روز رسانی : ۲ دقیقه قبل
تعداد افراد آنلاین : ۲,۱۷۳ نفر
تعداد کل اخبار : ۳۶,۹۲۸ مورد
اخبار امروز : ۵ مورد
تیترها: