
جنگل سنگده پر از چشمه و رودخانه است. به رودخانه «کِسلیان» میرسیم. مردم محلی به این مکان میگویند هفت لول، برایمان عجیب است، اما با دیدن رودخانه که روی آن پلی زدهاند.
توریسم آنلاین: کمی از جاده را که طی کنید، به روستای «لمرز » میرسید. برج زیبایی بر بالای تپهای در میان درختان خودنمایی میکند. این برج که به «پیر شهریار» معروف است،
سنگده، جنگلی است به جای مانده از روزگاران کهن در دامنه شمالی البرز؛ جنگلی متعلق به اواسط دوران سوم زمین شناسی، همراه با چشمه های فراوان و گونههای مختلف گیاهی که در ارتفاعات بالاتر آن، گونههای سرماپسند، مثل تک پایههای بسیار زیبا دلربایی میکنند.
بیشتر درختان این جنگل رنگارنگ، از نوع «راش» هستند، چرا که ارتفاع این منطقه از سطح دریا بسیار زیاد است و گونه راش هم در برابر سرما مقاوم. «سنگده» از توابع «دودانگه» شهرستان ساری در استان مازندران است که در 240 کیلومتری تهران قرار دارد. این منطقه با توجه به پتانسیلهای فراوان، مکان خوبی برای برگزاری اردوهای کوهنوردی است، اما درعین حال، میتوان از این روستا و از میان ارتفاعات آن، خود را به سمنان رساند.
پیرشهریار لمرز
کمی از جاده را که طی کنید، به روستای «لمرز » میرسید. برج زیبایی بر بالای تپهای در میان درختان خودنمایی میکند. این برج که به «پیر شهریار» معروف است، در بین مردم محلی، به برج لمرز معروف است؛ برجی متعلق به قرن چهار یا پنج هجری، اما همچنان زیبا و استوار. میگویند در قدیم، دور تا دور این برج، راههایی بوده برای رفتن به زیرزمین برج، جایی که غنائم جنگی را پنهان میکردند، اما حالا هیچ راهی وجود ندارد و زیر زمین آن هم قابل دیدن نیست. دور تا دورتان را رشته کوههای البرز احاطه کردهاند. پای دامنه کوه پر از تپههایی است که انگار نقاشی شده است. برای رسیدن به سنگده، باید از روستاهای لَمرِز، فِلورد، ولیک بِن، وزمِلا و درزی کُلا بگذریم. هر چه بالاتر میروید، هوا سردتر میشود. سنگده جایی آن بالاهاست که بالاخره به آن میرسیم.

برای رفتن به جنگل، از روستا خارج میشویم. جنگل با درختان انبوه و سر به فلک کشیدهای شروع میشود که در میان این درختان، جادهای خاکی برای عبور وجود دارد. جنگلِ بکر و زیبایی است. تلألو خورشید از میان شاخ و برگها عبور میکند و روی زمین، سایه روشنهایی به وجود میآورد. نمیدانیم به اطرافمان نگاه کنیم یا به آسمان، یا زمین! هر کدام برای خودش نقش و نگار خاصی دارد. تمیزی جنگل و بکریاش توجهمان را جلب میکند. میگویند مردم سنگده خیلی مواظب طبیعتشان هستند، کسی که اینجا زباله بریزد، جریمه میشود!
چشمه و رودخانه
جنگل سنگده پر از چشمه و رودخانه است. به رودخانه «کِسلیان» میرسیم. مردم محلی به این مکان میگویند هفت لول، برایمان عجیب است، اما با دیدن رودخانه که روی آن پلی زدهاند، جواب سئوالمان را میگیریم؛ هفت لوله درون پل وجود دارد که آب رودخانه از داخل لولهها، از سمتی وارد و از سمت دیگر خارج میشود. به همین علت به آن هفت لول میگویند.
جاده جنگلی را جلو میرویم و به «تِلار سَربند» میرسیم، جایی در جنگل که تمام مردم سنگده آن را خوب میشناسند؛ چشمهای که آب شرب مردم سنگده را تأمین میکند. آب از چندین پله به سمت پایین سرازیر میشود و در پایین چشمه در حوض سنگی بسیار زیبایی جمع میشود. کنار این حوض، آلاچیق بزرگ و زیبایی است که معماری خاصی دارد. حیف که این آلاچیق با این معماری زیبایش در حال نابودی است. با اینکه بیرون آلاچیق فضاهایی برای درست کردن کباب در نظر گرفته شده، اما مسافران، کبابهایشان را در آلاچیق درست میکنند و همین باعث شده چوبهای داخل آلاچیق، سیاه و بیرنگ شوند.
یخ اودره
برای گشت و گذار در جنگلهای سنگده، یک روز کامل وقت لازم است، اما این جنگل نوردی، عاری از هرگونه خستگی است و در هر قسمت جنگل چیزهای مختلفی را تجربه میکنیم و میبینیم. هر چه بالاتر میرویم، هوا سردتر میشود. بعد، به مکانی میرسیم که بین مردم سنگده، به «اَشک» یا «یخ او دَره» معروف است؛ پر از درخت راش و رودخانهای زیبا که بین درختان جاری است. آب این رودخانه چون در ارتفاع بالاتری است، از آب تمام چشمهها و رودخانههای جنگل سردتر است. به همین علت به آن میگویند یخ او دَره؛ یعنی آبی که آن قدر سرد است که انگار یخ در آب گذاشتهاند! مثل یخ در بهشت!











