بلیط هواپیما
یادداشت
کد مطلب :80556

حاشیه ها و شایعه های کرونا با مردم ایران چه می کند؟

قاصدک 24

باید اعتراف کنم این روزها یکی از سخت ترین روزهای زندگی و کاری ام است نه از بابت اصل حضور «کرونا» بلکه به خاطر حواشی و شایعه های پیرامون این بیماری همه گیر جهانی.

به قول متخصصان پزشکی، کرونا که از آنفلوآنزا خطرناک تر نیست،درصد مرگش هم خیلی کمتر از این بیماری است اما حواشی پیرامونش، دروغ پرداری هایش،شایعات اعصاب خرد کنش، آسیب های روانی اش، افسردگی هایش و… از خود بیماری واقعا که خطرناک تر است.
یعنی حاشیه بر متن غلبه کرده و خیلی ها هم که از این آب گل آلود به شیوه خودشان ماهی می گیرند؛ متاسفانه.
یکی پرستار و پزشک نیست خودش را در نقش پرستار و پزشک جا می زند و حرف هایی می زند که مورد توجه قرار گیرد.
یکی پرستار و پزشک هم هست اما باز هم همان نقش را بازی می کند و خارج از دایره وظایفش مثلا می خواهد حرف های متفاوتی بزند تا به لطف شبکه های اجتماعی دیده شود.
دم به دم، حرف، هردم شایعه، یک بار فلان فیلم که راننده آمبولانس می گوید سه برابر آمار اعلامی فوتی بر اثر کرونا را دیده که دفن کرده اند؛چنان هم با آب و تاب می گوید که ملت هیجان زده از کرونا، باورشان می شود واقعا چنین اتفاقی افتاده،

بار دیگر کلیپی از فلان قبرستان منتشر می شود و می گویند این فیلم مربوط به دفن یک کرونایی در یکی از قبرستان های بوشهر است بعدا کاشف به عمل می آید که آن کلیپ مربوط به قبرستان قم است نه بوشهر.
کار به جایی می رسد که حتی یک برنامه تلویزیونی چین را زیر نویس فارسی می کنند و بر علیه ایرانی ها هر آنچه دوست دارند مثلا ترجمه می کنند، فکرشان هم درست است: مگر چند درصد ایرانی ها چینی بلدند تا بخواهند متوجه «وانگ وونگ»برادران و خواهران چینی باشند؛کلیپی که بعدا خود چینی ها تکذیبش کردند.
اما با عرض پوزش بدبختی و شرمساری ماجرا جایی است که بعضی از باسوادان و کسانی که از لحاظ مدارک تحصیلی «بالا» هستند این ها را بازنشر می کنند و چون این ها بازنشر می کنند سایر مردم نیز به استناد اینان، باور می کنند.
این نکته ماجراست.همین درد است.همین هاست که روزها را سخت می کند. پخش شایعه چقدر که آسان است اما جمع کردنش خیلی سخت، این البته بخشی اش هم بر می گردد به عدم شفافیت برخی مسوولین با مردم که به شایعه پردازان کمک می کند.
البته بیشتر کسانی که مطالب را بازنشر می کنند انصافا هیچ قصد و نیت بدی ندارند. تنها تقصیرشان این است که به سرعت شایعه ها را باور می کنند و به همان سرعت بازنشرش می کنند؛ این مشکل ماجراست و دردِ امروز ما.
سختی کار ما رسانه ای ها اینجا نمایان است. این روزها بیشتر وقتم به تکذیب -با دلیل همراه با توضیح -به دوستان و آشنایان و اهالی محل و… می گذرد؛کاری که بسیار سخت است و واقعا آدم را پیر می کند؛این را از ته دل گفتم.
در دوره ارشد ارتباطات دو تحقیق مفصل درباره مشکل شایعه با عنوان «باورپذیری سریع شایعه در ایرانیان» انجام دادم و با تحقیقی نسبتا جامعه شناسانه به این مساله پرداختم.
نتیجه و لب کلام ساعت ها گفت و گو با اساتید جامعه شناس و یافته های دیداری خودم این بود:

یک: مردم ایران به رسانه های رسمی خصوصا و تاکیدا صداوسیما -که از همه بیشتر قابل دسترسی است- اعتماد لازم را ندارند، روزنامه ها،خبرگزاری ها و سایت های رسمی هم دستشان در انتشار برخی مطالب بسته است و مجبور به لاپوشانی می شوند.
دو: در نتیجه همین بی اعتمادی آنان به رسانه هایی که از آن تعبیر به «رسانه های بیگانه» می شود مراجعه می کنند، آن رسانه ها بعضا حرفه ای عمل می کنند و با سیاست «یک حرف راست، دو حرف دروغ» اخباری به خورد مخاطب می دهند که باورپذیری اش برای مردم راحت تر است در نتیجه پیروز این جدال متاسفانه آنانند.
سه:دستگاه های مسوول هم در فرصت مناسب به این شایعات پاسخ نمی دهند و وقتی اقدام می کنند که دیگر دیر شده است.
و چهارم: متاسفانه مردم ایران به راحتی آبِ خوردن حرف ها را باور می کنند و به همان راحتی منتشرش می کنند؛ به همین دلیل هم هست که کارشناسان تبلیغات همواره بهترین روش تبلیغ و بازاریابی در ایران را تبلیغ دهان به دهان می دانند.

***

کاش خارج از کلیشه های مرسوم، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد یا هر نهاد مسوول دیگری روی این چهار مورد -که البته کشف من نیست و تقریبا همه کارشناسان رسانه می دانند- کارگروه های حرفه ای تشکیل دهند؛ هزینه کنند و با به کار گیری اساتید خبره و استخوان خرد کرده های مطبوعات، آغازی باشند بر پایان یک معضل اجتماعی در ایران.

این مطلب را اینجا هم ببینید.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

صوفی
برچسب ها
توضیح تصویر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن