
امروز در چند ثانیه با آن سوی دنیا تماس تصویری میگیریم، اما گاهی ماهها از دیدن خویشاوندی که چند خیابان آنطرفتر زندگی میکند میگذرد!
توریسم آنلاین: هما حاصلی / آخرین باری که بیدعوتِ از پیش برنامهریزیشده، فقط برای دیدن چند عزیز، راهی یک دورهمی شدید کی بود؟ نه مراسمی رسمی، نه جشنی پرزرقوبرق؛ فقط چند نفر که دور یک سفره یا سینی چای جمع شوند و برای چند ساعت از حال هم باخبر شوند. اگر پاسخ این سؤال برایتان به همین ماه برمیگردد، خوشا به حالتان؛ چون شما هنوز بخشی از سبک زندگی را حفظ کردهاید که آرامآرام دارد به خاطره تبدیل میشود.
تا همین یکی دو دهه پیش، دورهمی برای ما ایرانیها یک اتفاق ویژه نبود؛ بخشی از زندگی روزمره مان بود. بهانه هم همیشه پیدا میشد؛ از شب یلدا و نوروز و سفرههای افطار گرفته تا پاگشا، پاتختی، سیسمونیبرون، دندانی، سرسلامتی، چهلم و دهها رسم دیگر که آدمها را کنار هم مینشاند.
حتی اگر هیچ مناسبتی هم در کار نبود، کافی بود عصر یک روز کسی در خانه اقوام را بزند و بگوید: «از این طرف رد میشدیم، گفتیم سری هم به شما بزنیم.» آن روزها دیدارها نیازی به هماهنگیهای چندروزه و پیامهای پشتسرهم نداشت؛ رابطهها آنقدر زنده بود که گاهی خانوادهای از آن سوی شهر به دیدن عزیزی میرفت اما صاحبخانه در منزل نبود ، مهمان پشت در مانده، یادداشتی می نوشت و روی در می چسباند : «آمدیم، خانه نبودید! امضا: دایی جلال» همین جمله کوتاه، روایتگر روزگاری بود که سر زدن به خانه همدیگر نه مزاحمت محسوب میشد و نه اتفاقی عجیب؛ بخشی از زندگی بود.
دورهمی صرفا شام و پذیرایی نبود. مدرسهای نانوشته بود که در آن بچهها آداب معاشرت را یاد میگرفتند، جوانترها تجربه بزرگترها را میشنیدند، دلخوریها پیش از آنکه به کینه تبدیل شوند حل میشد و آدمها در روزهای سخت، پیش از آنکه احساس تنهایی کنند، پشتوانهای از خانواده و دوستان کنار خود میدیدند.
تا اینکه زمانه نو شد و تکنولوژی های تازه فاصلههای جغرافیایی را از میان برد. گروه های دورهمی بزرگی در فضای مجازی تشکیل شد ودوستان و آشناهای قدیمی همدیگررا پیدا کردند . نتیجه آن شد که دورهمیهای ما کمکم از اتاق نشیمن به صفحههای کوچک تلفن همراه کوچ کردند. امروز در چند ثانیه با آن سوی دنیا تماس تصویری میگیریم، اما گاهی ماهها از دیدن خویشاوندی که چند خیابان آنطرفتر زندگی میکند میگذرد! انگاردر سایه این بی خبری ، دورهمی بزرگ مان به یک دور از همی تبدیل شده است.
البته نمیتوان منکر شد که فناوری، ارتباط با عزیزان دوردست را آسانتر کرده ؛ مسئله اینجاست که این نزدیکی مجازی، گاهی جای نزدیکی واقعی را گرفته است.
شاید دیگر کسی روی در خانه یادداشتی نچسباند که رویش نوشته باشد: “آمدیم، خانه نبودید! امضا: دایی جلال.” اما هنوز دیر نشده است. هنوز میشود پیش از آنکه رابطههایمان فقط در حافظه گوشیها باقی بماند و فقط به چند پیام و استیکر محدود شود ، بهانهای برای به صدا درآوردن زنگ یک خانه، نوشیدن یک استکان چای و چند ساعت با هم بودن پیدا کرد. شاید دورهمی دیگر شبیه گذشته نباشد، اما اگر بخواهیم، هنوز میتواند بخشی از آینده ما باشد، فقط کافی است دوباره برایش در زندگی امروزمان جا باز کنیم.











