خبرنگاران گردشگری فقط خبر ننوشتهاند بلکه حافظه این سرزمین را ثبت کردهاند. آنها دیدهاند، پرسیدهاند، هشدار دادهاند، نقد کردهاند و نگذاشتهاند بسیاری از آسیبها در سکوت دفن شوند.
توریسم آنلاین: هماحاصلی « توریسم»/ صنعت گردشگری ایران با وجود برخورداری از ظرفیت های بسیار تاریخی، فرهنگی و طبیعی جهان ، طی سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری زیر فشارهای ناشی از بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بی رمق شده است اما در همه این سال ها و با وجود همه مرارت ها، همواره صدایی داشته که آخرین ریسمان های ماندگاری این صنعت را نگهداشته و روایتگر ظرفیتها، آسیبها و امیدهای آن بوده است.
صدایی عاشقانه ، صبور، خستگی ناپذیر و بی ادعا ؛ صدایی که زیر تیغ تهدیدها، ناکامیها و تنگناهای اقتصادی دوام آورده تا روایتگر سرزمینی باشد که میراثش هر روز زخمی تازه بر تن دارد. یک روز با کمبود بودجه برای حفاظت و مرمت، روز دیگر با صدای لودرهایی که به نام توسعه از کنار تاریخش عبور کرده اند و روزی دیگر با زخم قاچاقچیان آثار تاریخی و گنجیابانی که حافظه این سرزمین را تکهتکه می کنند.
در تمام این سالها، خبرنگاران گردشگری فقط خبر ننوشتهاند بلکه حافظه این سرزمین را ثبت کردهاند. آنها دیدهاند، پرسیدهاند، هشدار دادهاند، نقد کردهاند و نگذاشتهاند بسیاری از آسیبها در سکوت دفن شوند.
اکنون این صدا نیز دارد رو به زوال می رود . اما پرسش اینجاست که اگر راویان خاموش شوند ، چه کسی روایتگر احیای صنعت گردشگری خواهد بود و حافظه این صنعت را زنده نگه خواهد داشت؟
امروز 17 مرداد مصادف با روز خبرنگار، شاید تنها فرصتی است که باید ازحال و روز رسانه های گردشگری و میراث فرهنگی و خبرنگاران گردشگری گفت . سرمایه های انسانی که در شرایط فعلی حذف بی صدای آنها ، تنها یک بحران رسانهای نیست؛ بلکه تهدیدی برای آینده گردشگری کشور است.
در ماههای اخیر ، جنگ، ناامنیهای ناشی از آن و محدودیتهای طولانیمدت اینترنت بینالملل، ضربهای مضاعف بر پیکره صنعت گردشگری کشور وارد کرد. کاهش شدید سفرهای داخلی و خارجی، افت محسوس ضریب اشغال مراکز اقامتی، کاهش فعالیت دفاتر خدمات مسافرتی، لغو تورها و افت سرمایهگذاری، زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را رقم زد که در نهایت گریبان رسانههای تخصصی این صنعت را هم گرفت.
در شرایطی که بخش عمده درآمد رسانههای گردشگری از محل تبلیغات فعالان این صنعت تأمین میشود، کوچک شدن بازار گردشگری به معنای کاهش شدید منابع مالی این رسانهها بود. همزمان، افت حجم اخبار، کاهش گزارش های میدانی، محدود شدن امکان تولید گزارشهای تخصصی و کاهش مخاطبان، بسیاری از رسانهها را ناگزیر به کوچکسازی، کاهش تولید محتوا و در مواردی تعدیل نیرو کرد و سال1405 برای بسیاری از خبرنگاران و اعضای تحریریه رسانه های این حوزه سال بیکاری شد. شاید تلختر از خود این بیکاریها، آن باشد که هنوز هیچ آمار رسمی از آن منتشر نشده است که همین خلأ آماری، خود نشانهای از کمتوجهی به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای زنجیره گردشگری است.
در حالی که بر اساس برآوردهای سازمان جهانی گردشگری ملل متحد ، گردشگری پیش از بحران کرونا حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان و نزدیک به یکدهم اشتغال جهانی را به خود اختصاص داده بود، تجربه بسیاری از کشورها نشان داد که آسیب به رسانههای تخصصی این صنعت، فرآیند احیای گردشگری را نیز با کندی مواجه میکند.
حذف خبرنگاران تخصصی تنها یک مسئله صنفی نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن سرمایهای انسانی است که طی سالها تجربه، شناخت میدانی، ارتباط با فعالان صنعت و تسلط بر میراث فرهنگی شکل گرفته است. با خروج این نیروهای متخصص از چرخه رسانه، تنها یک فرصت شغلی از بین نمیرود؛ بخشی از حافظه حرفهای گردشگری کشور نیز تضعیف میشود؛ سرمایهای که بازسازی آن حتی پس از بازگشت رونق، به سادگی امکانپذیر نخواهد بود.
تجربه کشورهای مختلف مانند ترکیه، مصر و ژاپن نشان میدهد که احیای گردشگری تنها با سرمایهگذاری در هتلها و زیرساختها ممکن نیست. بازسازی اعتماد، معرفی دوباره مقصد، روایت تجربههای سفر و اطلاعرسانی دقیق نیز بخشی از فرآیند احیای این صنعت است؛ نقشی که رسانههای تخصصی و خبرنگاران حرفهای در آن جایگاه مهمی دارند.
اگر رسانههای گردشگری تضعیف شوند، معرفی ظرفیتهای ناشناخته، انعکاس مشکلات صنعت، نقد سیاستهای گردشگری و حتی روایت موفقیتهای آینده با خلأ روبهرو خواهد شد. در چنین وضعیتی، شاید تبلیغات بتواند تصویری جذاب از یک مقصد ارائه کند، اما جای گزارش مستقل، تحلیل تخصصی و روایت حرفهای را نمیگیرد.
احیای گردشگری، تنها بازگشت گردشگران نیست؛ بازگشت صدای کسانی است که این صنعت را روایت میکنند. حمایت از رسانههای تخصصی و حفظ خبرنگاران این حوزه، نه یک مطالبه صنفی، بلکه بخشی از سرمایهگذاری برای آینده گردشگری کشور است.
اگر قرار است گردشگری بار دیگر به یکی از موتورهای اشتغال، توسعه اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی کشور تبدیل شود، نباید فراموش کرد که هیچ مقصد گردشگری بدون رسانههای حرفهای و خبرنگاران متخصص، برند نمیشود؛ همانگونه که هیچ میراثی بدون روایت، ماندگار نخواهد ماند.میراث فرهنگی، اگر روایت نشود، فراموش میشود؛ و گردشگری، اگر روایتگر نداشته باشد، آیندهای نخواهد داشت.











