بلیط هواپیما
اقتصاد گردشگریپیشنهاد سردبیرتحریریهگردشگریویژهیادداشت
کد مطلب :73429

ماجرای دهکده گردشگری عباس برزگر/همه می خواهند«کَته گوجه » بپزند!

چارتر

ماجرای عباس برزگر را احتمالا خیلی ها می دانند؛ کارآفرین موفق شیرازی -که البته به اشتباه اهل بوانات استان فارس معرفی می شود-او که در محله قدیمی شیخ علی چوپان شیراز به دنیا آمد اما بعدها سرنوشت شیرینش با شهرستان بوانات گره خورد.

از آنهایی که او را نمی شناسند می خواهم به توضیحات خلاصه من اکتفا نکنند. ارزشش را دارد که در حد ۱۰ دقیقه  هم که شده با جستجوی کوتاهی در اینترنت شرح زندگی این بنده خدا را بخوانند؛احتمال زیاد برایشان شیرین و جذاب خواهد بود.

اما خلاصه ماجرایش این است که: او-منظورم عباس برزگر است- در شیراز دست فروشی می کرده که چون شهرداری اذیتش می کند به روستایی زیبا در شهر بوانات کوچ می کند. او از نزدیکانش می شنود که در این روستا-روستای بزم- امام زاده ای است که طرفداران و زوار زیادی دارد. در نتیجه تصمیم می گیرد به آنجا برود و بساط دست فروشی اش را روبروی آن امام زاده برپا کند.

*****

در شبی بارانی دو توریست موتورسوار آلمانی که از بوانات به قصد کرمان در حرکت بودند راه گم می کنند و می خورند به تور عباس برزگر؛ او و خانواده اش توریست های آلمانی را مهمان خانه کوچکشان می کنند و از شام خود-کته گوجه- به آنها هم می دهند. یک ماه بعد اما ۵ توریست دیگر با ملیت آلمانی همراه یک مترجم به بوانات می روند و سراغ عباس برزگر را می گیرند.

آنها از خاطرات هموطنانشان که در روزنامه های آلمان منتشر شده بود عباس برزگر را شناسایی می کنند و وقتی در روستای بزم بوانات پیدایش می کنند از او سراغ «کته گوجه» یا همان«دمپخت گوجه فرنگی» را می گیرند و از او می خواهند از همان غذایی که به دو توریست دیگر داده برای آنها هم درست کند و بعدش در حالی ۲۰۰ هزار تومان به عباس برزگر می دهند که سود ماهانه او از دست فروشی به ۳۰ هزار تومان هم نمی رسیده و خلاصه این که همین جرقه ای می شود تا عباس برزگر به فکر بوم گردی و جذب گردشگران خارجی بیفتد و شد آنچه باید می شد؛این شیرازی ساده دل خانه کوچک یک اتاقه اش را به مروز رمان به ۱۸ هکتار و بیشتر گسترش می دهد.

اتاق های دهکده گردشگری عباس برزگر حالا از سوی گردشگران خارجی  حتی تا یک سال هم رزرو می شود. او حالا یک کارآفرین میلیاردر و موفق است؛ این خلاصه داستان زندگی اوست.

اما این که چرا به ماجرای عباس برزگر اشاره کردم دلیلش این است که به سبب نوع کارم با افراد مختلفی در حوزه گردشگری در ارتباطم. آنانی که عباس برزگر را الگوی خود قرار داده اند و می خواهند با بوم گردی و جذب گردشگران خارجی احتمالا یک شبه ره صدساله طی کنند؛ کسانی که فکر می کنند حالا که عباس برزگر با سطح تحصیلات پنجم ابتدایی توانسته از این راه ثروتمند شود چرا آنها نتوانند.

در نتیجه آنها هم در روستاهای مختلف ایران یکی چند خانه را اجاره کرده و به شیوه عباس برزگر آراسته اند تا بلکه بتوانند با این کار و پذیرایی از گردشگران خارجی مثلا با کته گوجه به عباس برزگری دیگر تبدیل شوند.

عباس برزگر با کته گوجه رستگار شد و به شهرت و ثروت رسید اما این دلیل نمی شود که آنها هم با کته گوجه رستگار شوند. آنها باید دنبال چیز دیگری برای رستگاری باشند.

کته گوجه سببی بود از جانب خدا برای گشوده شدن درهای موفقیت برای یکی مثل عباس برزگر، سایر دوستداران و فعالان بوم گردی دنبال سبب دیگری باشند و کته گوجه را رها کنند؛ قطعا کته گوجهِ موفقیت آنان چیز دیگری است در جای دیگری؛ ان شاالله.

اینجا را هم بخوانید

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

برچسب ها
توضیح تصویر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 12 =

بستن
بستن