آداب و رسوم یلدایی در 4 گوشه ایران

سفرههای شب یلدای مردم سیستان و بلوچستان هنر دست مردمان این استان است که آن را با خوراکیهای مخصوص این شب تزئین میکنند. آنها در کنار خوردن خربزه و خوراکیهای مرسوم شب یلدا، هندوانه را هم به همراه پودر «شیرینک» میل میکنند.
توریسم آنلاین: روزنامه توریسم نوشت/ فردا شب ، اول زمستان 1404است. شب عزیزی که ایرانیان آن را «یلدا» ،«شب چله» یا« شو چله » می نامند. بلندترین شب سال که در باور ایرانیان باستان، شب پیروزی روشنایی بر تاریکی و میلاد خورشید است و به شادباش این رخداد نیکو از قدیم الایام ایرانیان در خانه بزرگ فامیل جمع شده و با تکریم آنها و احترام به پدران و مادران مو نقره ای شبی سرشار از شعر ، لبخند و مهربانی را در کنار هم سپری می کردند و این گونه با دل هایی گرم به استقبال زمستان سردی می رفتند که پشت بند آن بهار زیبا بود.

آیین های ایرانی همه ریشه های فرهنگی و تمدنی دارند و زنده نگهداشتن آنها به عنوان میراث آبا و اجدادی وظیفه ای است سترگ؛ از این رو در شرایطی که تورم و گرانی به پای سفره های یلدایی و دورهمی ها هم رسیده و برای بسیاری از هم وطنان ما و حتی بزرگترها تدارک این دورهمی ها مشکل است اما زنده نگهداشتن آیین ها سینه به سینه ادامه داشته است.
خوب است که خانواده ها به جای حذف این جشن در برپایی آن بکوشند و ساده تر و بی تکلف تر دور هم جمع وهرعضوی گوشه ای از کاررا بر عهده گرفته و با همکاری و همدلی جمعی ساعتی فارغ از روزمرگیها و دغدغههای تمام نشدنی زندگی دورهم گل بگویند و گل بشنوند.
بزرگ ترخاطره بگویند ودور هم حافظ بخوانند و حال خوب با هم بودن را به یمن یلدای 1404 جشن بگیرند. با امید به اینکه برای فردای سرزمین مان و مردمان صبور و نجیبش روزهای بهتری در پیش باشد. هر شهر ایران در این شب آداب و رسوم خاص خود دارد.در این شماره «توریسم» به آیین های زیبای ایرانی در گوشه گوشه سرزمینمان خواهیم پرداخت.
یلدای سیستان و بلوچستان
سفرههای شب یلدای مردم سیستان و بلوچستان هنر دست مردمان این استان است که آن را با خوراکیهای مخصوص این شب تزئین میکنند. آنها در کنار خوردن خربزه و خوراکیهای مرسوم شب یلدا، هندوانه را هم به همراه پودر «شیرینک» میل میکنند. این پودر را از جوشاندن گوشت و تخمه هندوانه به همراه گندم نیمکوب تهیه میکنند و پس از خشککردن آن در آفتاب، آن را الک کرده و کنار هندوانه استفاده میکنند.
پودر دیگری به نام «سِتّو» هم در این شب مصرف میکنند که از ترکیب پودر جوی آبدار و بوداده با شکر و نبات آسیابشده تهیه میشود. «دوشو» یا «دوشاب» هم خوراکی دیگر زاهدانیها در شب یلداست که آن را از ترکیب خرما با روغنزرد حیوانی تهیه میکنند. آجیل آنها را معمولا تخمههای شور هندوانه و خربزه تشکیل میدهد.
یلدای اصفهان
اصفهانیهای قدیم به چله کوچک و بزرگ اعتقاد داشتند. چله بزرگ از ابتدای دی تا ۱۰ بهمن و چله کوچک از ۱۰ بهمن آغاز میشود. اما شبچله هم نام جداگانهای دارد و این شب را به دو نام «چلهزری» و «عموچله» میشناسند و به همین دلیل دو شب را یلدا میگیرند. قدیمیهای اصفهان تمام رختخوابها و لباسها را در هوای آزاد و نور خورشید پهن میکردند تا به چلهزری و عموچله خوشامد بگویند.
اصفهانیها برای ماندگاری انگور، معمولا مقداری از خوشههای آن را در فصل خودش در پارچهای میپیچیدند و در زیرزمین نگه میداشتند تا بتوانند شبچله انگور بخورند. آنها به خوردن تنقلات شب یلدا «چلسمه» میگویند که بیشتر شامل آجیل و گندمشادونه است و در کنارش هم خرمالو و مرکبات میخورند. شهرهای اطراف اصفهان آشکدو میپزند و دور هم میل میکنند. اصفهانیها در شبچله بیشتر پلوماهی یا غذاهای محلی مانند کوفته و گندی میخورند.
یلدای مهاباد
مهابادیها به شب یلدا، «شویچله» میگویند و مانند همه مردم ایران این شب را در کنار هم میگذرانند. آنها هم مانند اصفهانیها به چله بزرگ و کوچک اعتقاد دارند و به چله بزرگ، «شهویچله» میگویند. مردم مهاباد در کنار دورهمی این شب، معمولا بازی میکنند.
معروفترین بازیای که آنها در یلدا انجام میدهند، «جورابین» یا «جوراببازی» است. کردها معتقدند با این بازی میتوانند قدرت تصمیمگیری و روحیه همکاری خودشان را تقویت کنند و از کنارهم بودن لذت ببرند. شرکتکنندههای این بازی دو قسمت میشوند و روبهروی هم مینشینند و مانند گل یا پوچ بازی میکنند.

یلدای شیراز
شیرازیها رسم دارند شب یلدا کلمپلوی شیرازی بخورند و آن را با گوشت چرخکرده، ادویه، آرد نخودچی و پیاز درست میکنند. غذای دیگری که در این شب میخورند، هویجپلو است که آن را به همراه کشمش، مغزگردو و رب میل میکنند. آنها در سفره شب یلدایشان در کنار نخودچی و کشمش، حلوای ارده، آجیل مشکلگشا، رنگینک، اردهشیره، خرما و انجیر، اسفند، شمع و قاب عکسی از حضرت علی(ع) و دو لاله هم میگذارند.
یلدای آذربایجانشرقی وغربی
مردمان آذربایجان غربی و شرقی شب یلدا را با خوردن غذای محلی «خشیل» سپری میکنند که با آرد سبوسدار، کره، دارچین و شکر تهیه میشود. آنها معتقدند این غذا از بدنشان در برابر سرما محافظت میکند. آن را در کاسهای میریزند که وسط آن جایی برای ریختن شیر و عسل است. خشیل را با شیره میخورند تا مزه شیرینی بگیرد.
یلدای مازندران
مازنیها هم مانند خیلی از شهرهای کشور دور همنشینی و خوردن خوراکیهایی چون هندوانه، انار و آجیل را دارند. علاوهبر این، حلوا، کیک، گندمبرشته، پرتقال، ازگیل، نخودبرشته، کشمش، بادام شیرین، نارنگی، سیب، لیموشیرین، خربزه، کدوحلوایی ورقهورقه و خشکشده و نیشکر هم جزء خوراکیهای این شب بین آنهاست. معمولا از دو روز قبل برای این شب که به آن «چلهشو» میگویند، آماده میشوند و خانمها شاخهای گل یا سبزه در سفره شبچله میگذارند و کرسی را آماده میکنند.
مازنیها دو شیرینی سنتی خود به نامهای «پشتزیگ» یا همان کنجدعسلی و «پیسگندل» هم دارند که آنها را برای چنین شبی میپزند. رسم این است که مازنیها در این شب پلوخورش بخورند و به اعتقاد بعضی، این شب، شب قورمهپلا و مرغنهکوکو است. آنها هم سنت فال حافظ را دارند اما اگر دیوان حافظ در اختیار نداشتند، فال گردو میگیرند.
همدان
در تمام تاریخ شب یلدا در همدان شب چله همدانیها با پهن کردن بساط کرسی در هوای سرد آخرین روز پاییز همراه بوده است. اصلا درست کردن کرسی برای شب یلدا در همدان یک امر واجب و ضروری است و بدون آن شب چله معنا ندارد و مقدمه اصلی شب یلدا است. همدانیها به این مراسم «کرسی گذاران» میگویند. وقتی که تمام اعضای فامیل در خانه بزرگتر فامیل دور کرسی جمع شدند خوردن شبچره و خوراکیهای مرسوم آغاز میشود.
زنان همدانی از چند هفته قبل از شب یلدا خوراکیهای مخصوص این شب را آماده میکنند از خرید انواع تخمه، شاهدانه، انجیر خشک، نخود، گردو، بادام و سایر انواع شبچره تا خشک کردن انواع میوه و خرید هندوانه و انار و البته میوه «به» که همه در سینیهای مسی چیده میشوند. همدانیها یک شعر معروف هم درباره خوردن میوه «به» در شب یلدا دارند به این مضمون: سیب سردی، انار نامردی، «به» به دستم بده اگر مردی! همدانیها برای شام شب یلدا معمولا پلو میخورند.
در گذشته به شام ویژه شب یلدا که معمولا «کله پاچه» بود «شام محبت» میگفتند و اگر بین دو خانواده اختلافی بود در شب یلدا بزرگان فامیل آن دو خانوادهای را که با هم کدورت داشتند را به خانه خود دعوت میکردند و با خوردن شام محبت صلح و صفا را برقرار میکردند.
این شعرهایی که در ادامه میآوریم نمونهای از اشعاری است که برای فال سوزن میخوانند:
* بالای کوچه پسندت کردم/ای گل کوتاه بودی بلندت کردم/ای گل ترش بودی مثل آبلیمو به مثل خرده قندت کردمای گل.
* سفید مرغی بودم بر شاخ پسته/ فلک سنگی زدم بالم شکسته/ فلک بالی بده پرواز گیرم/ دردروازه شیراز گیرم.
* سحر صبحی برفتم دیدن گل/ بدیدم جفت بلبل شاخه گل/ زبان زرگری میخواند ومیگفت/ خدا تا کی کنم صبر وتحمل؟
کوچه درآمدی و میرقصیدی/ کارد و قمه و کیسه به ما بخشیدی/ کارد و قمه و کیسه به ما نفتاده/ عید من وتو، عید قربان افتاده.
در همدان قدیم زمستان را به «چله بزرگه» و «چله کوچیکه» تقسیم میکردند و معتقد بودند که چله بزرگه ۴۰ روز است و از اول دی شروع میشود و چله کوچیکه ۲۰ روز است که از یازدهم تا آخر بهمن ادامه دارد.
آداب و رسوم شب یلدا در قزوین
قزوینیها برای هر کدام از میوههای شب یلدا نماد خاصی تعیین کردهاند و هر کدام را نشانی از برکت، سلامتی، فراوانی رزق و روزی و شادی و سرخوشی است. آجیل شور و شیرین، انواع باسلوق، انواع تخمه شور و البته باقلوا از جمله مهمترین خوراکیهای شب چله قزوینیها هستند. از قدیم رسم بر این بوده که قزوینیها در شب یلدا به منزل بزرگ فامیل بروند و حین خوردن خواکی به قصه و متلهای پدربزرگها و مادربزرگها گوش بدهند.
خوردن انار دانه شده و البته هندوانه در شب یلدای قزوینیها هم مرسوم بوده است، اما چون در گذشته در اواخر پاییز هندوانهای پیدا نمیشد قزوینیها هندوانههای تابستانی را در انبار کاه و در مکانی که نه سرد و نه گرم بود پنهان میکردند تا برای شب یلدا هندوانه تازه داشته باشند. خرمالو یکی دیگر از مهمترین میوههای شب یلدا در قزوین بوده و هست.
شام شب چله هم یا باید انار پلو باشد یا کله پاچه، قدیمیها شیربرنج هم میپختند، چون عقیده داشتند که خوردن آن با شیره خرما در آخرین شب پاییز خواص درمانی دارد. در روستاهای قزوین رسم بر این است که اگر شام شب چله کلهپاچه باشد استخوانها را دور نمیاندازند، آنها را نگه میدارند و در فصول بهار و تابستان میسوزانند. خاکستر استخوانها را در جالیز میریزند تا محصولاتشان از شته و آفت در امان بماند.











